سلام

امیدوارم سالم و سرزنده باشید.ان شاءالله

خیلی از عبارات و جملاتی که ما روزانه آنها را بکار میبریم،بدون درک معنی واقعیشه و حتی به قولی حرفمون با عملمون یکی نیست.بطور مثال ما از کلمه لا اله الا الله استفاده میکنیم بدون اینکه معنی واقعیشو بدونیم و بدون اینکه به آن عمل کنیم.من هم در ابتدا معنی کلمه لا اله الا الله را نمیدونستم و اینطور برای خودم معنی میکردم که یعنی خدایی نیست جز خدای یگانه.چون از هر کی میپرسیدم این رو به من میگفت.خلاصه بعد از مدتی معنی واقعیشو درک کردم و دیدم چقدر این جمله بار معنایی داره و عمل کردن به این جمله تازه معنی پیدا میکنه.چون شما از روی عبارت خدایی نیست جز خدای یگانه نمیتوانید به آن عمل کنید.این موضوع جای بحث فراوانی داره و من فقط به لپ مطلب میپردازم و زیاد وارد جزئیات نمیشم.چون اگر بخوام وارد جزئیات بشم باید معنی اله را برای شما تعریف کنم که این خودش یک کتاب است.فقط اینقدر به اهمیت این جمله اشاره کنم که به نظر من یکی از علل اصلی ایجاد این دنیا عمل به عبارت لا اله الا الله است،طوریکه در قران بارها به آن اشاره شده ولی خیلی راحت از کنارش میگذریم.در نماز در اذان در اقامه حتی در استفاده عامیانه هم ازش بارها استفاده میکنیم.معنی واقعی لا اله الا الله این است که خدایی نیست جز الله.اله در اینجا معنی خدا را میدهد و حال اینکه خدا به چه کسی گفته میشود و فرقش با الله چیست را تا حدودی بررسی میکنیم.نگاه کنید دوستان مردم قدیم برای هر معلولی یا هر پدیده ای دنبال علت میگشتند و از اخر علت همه چیز را در یک چیز به نام خدا خلاصه میکردند.مثلا علت وجود باران را خدای باران میدانستند،علت وجود باد را خدای باد میدانستند که این هم بر میگرده به فطرت خداجوی انسان و عقل انسان و همینطور الی اخر(مثل امروزه که بعضیها علت پیروزیشون رو و یا موفقیتشون رو توجه یک شخص یا یک فرد صالح از دنیا رفته میدونند مثل یک قهرمان ملی که از یک فرد صالح کمک میگیره و علت پیروزیشو در میادین ورزشیءکمک غیبی ان شخص میدونه والبته وقتی این مسئله رو بیان میکنید میگویند نه اینها واسطه هستند و همینجاست که وارد شرک میشویم)حالا معنی خدا که ما از ان به اشتباه استفاده میکنیم خیلی گسترده تر از این است.خدا به موجودی گفته میشده قابل ستایش بوده و باید ستایش میشده و دارای قدرت و توان و علم اون کار بوده(البته معنیش خیلی گسترده تره و لی من به همین مقدار بسنده میکنم).خوب امیدوارم تا الان گیج نشده باشید.حالا در قران الله به ما میگوید که هیچ خدایی نیست جز الله.الله اسم خاص یک خداست که قدرت و علم همه چیز در دست اوست و غیر از او هیچ خدایی نیست.پس الله اسم خاص خدا شد و اسم خاص را معنی نمیکنند.مثل اینکه اسم دوستتان حامد(به معنی ستایش کننده)باشد و به جای اینکه به او بگویید " حامد فردا بیا خانه ما" بگویید " ستایش کننده فردا بیا خانه ما".این جمله دوم کاملا اشتباه است چون ما اسم خاص را معنی کردیم.پس ما هم نباید الله را معنی کنیم.حالا چرا توصیه به این امر شده؟به چند علت.یک اینکه الله در قران از ما خواسته.اگر اشتباه نکنم در قران میگوید مرا با نام الله یا رحمن بخوانید. و دوم اینکه دچار اشتباه و شرک نشیم که این را میذارم در فرصت بعدی ان شاء الله توضیح میدم.

در پناه الله باشید

عمومی

نظرات 2 |لینک ثابت | یکشنبه، 30 تیر هزار و سیصد و هشتاد و هفت | مدیر وبلاگ

این است سخنان یک مسلمان واقعی و یک رهبر واقعی .

شما را به ترس از خدا سفارش مي‏کنم به دنيا روي نياوريد، گرچه به سراغ شما آيد، و بر آنچه از دنيا از دست مي‏دهيد اندوهناک مباشيد، حق را بگوييد، و براي پاداش الهي عمل کنيد. دشمن ستمگر و ياور ستمديده باشيد. شما را، و تمام فرزندان و خاندانم را، و کساني را که اين وصيت به آنها مي‏رسد، به ترس از خدا، و نظم در امور زندگي، و ايجاد صلح و آشتي در ميانتان سفارش مي‏کنم، زيرا من از جد شما پيامبر (ص) شنيدم که مي‏گفت: (اصلاح دادن بين مردم از نماز و روزه يکسان برتر است.)

خدا را! خدا را! درباره يتيمان، نکند آنان گاهي سير و گاه گرسنه بمانند، و حقوقشان ضايع گردد.

خدا را! خدا را! درباره همسايگان، حقوقشان را رعايت کنيد که وصيت پيامبر (ص) شماست، همواره به خوش رفتاري با همسايگان سفارش مي‏کرد تا آنجا که گمان برديم براي آنان ارثي معين خواهد کرد.

خدا را! خدا را! درباره قرآن، مبادا ديگران در عمل کردن به دستوراتش از شما پيشي گيرند.

خدا را! خدا را! درباره نماز همانا که ستون دين شماست.

خدا را! خدا را! درباره خانه خدا، تا هستيد آن را خالي مگذاريد، زيرا اگر کعبه خالي شود مهلت داده نمي‏شويد.

خدا را! خدا را! درباره جهاد با اموال و جانها و زبانهاي خويش در راه خدا. بر شما باد به پيوستن با يکديگر، و بخشش همديگر، مبادا از هم روي گردانيد، و پيوند دوستي را از بين ببريد، امر به معروف و نهي از منکر را ترک کنيد که بدان شما بر شما مسلط مي‏گرداند، آنگاه هر چه خدا را بخوانيد جواب ندهد.


عمومی

نظرات 3 |لینک ثابت | دوشنبه، 17 تیر هزار و سیصد و هشتاد و هفت | مدیر وبلاگ

سلام

امیدوارم حال همگی خوب باشه،حداقل حال همه اونهایی که از این وبلاگ دیدن میکنند.ان شاء الله.

ایندفعه میخواهم در مورد گرفتن مالیات صحبت کنم.فقط اینو بگم که کامل تراز نامه علی(ع) به ماموران مالیاتیش در مورد گرفتن مالیات از مردم چیزی پیدا نکردم.واقعا قابل ستایش و ستودنیست. امیدوارم لذت ببرید.

"با ترس از خدايي که يکتاست و همتايي ندارد، حرکت کن، در سر راه هيچ مسلماني را نترسان، يا با زور از زمين او نگذر، و افزون‏تر از حقوق الهي از او مگير، هرگاه به آبادي رسيدي، در کنار آب فرود آي، و وارد خانه کسي مشو، سپس با آرامش و وقار به سوي آنان حرکت کن، تا در ميانشان قرارگيري، به آنها سلام کن، و در سلام و تعارف و مهرباني کوتاهي نکن. سپس مي‏گويي: (اي بندگان خدا، مرا ولي خدا و جانشين او به سوي شما فرستاده، تا حق خدا را که در اموال شماست تحويل گيرم، آيا در اموال شما حقي است که به نماينده او بپردازيد؟) اگر کسي گفت: نه، ديگر به او مراجعه نکن، و اگر کسي پاسخ داد: آري، همراهش برو، بدون آنکه او را بترساني، يا تهديد کني، يا به کار مشکلي وادار سازي، هر چه از طلا و نقره به تو رساند بردار، و اگر داراي گوسفند يا شتر بود، بدون اجازه‏اش داخل مشو، که اکثر اموال از آن اوست. آنگاه که داخل شدي مانند اشخاص سلطه‏گر، و سختگير رفتار نکن، حيواني را رم مده، و هراسان مکن، و دامدار را مرنجان، حيوانات را به دو دسته تقسيم کن و صاحبش را اجازه ده که خود انتخاب کند، پس از انتخاب اعتراض نکن، سپس باقيمانده را به دو دسته تقسيم کن و صاحبش را اجازه ده که خود انتخاب کند و بر انتخاب او خرده مگير، به همين گونه رفتار کن تا باقيمانده، حق خداوند باشد. اگر دامدار از اين تقسيم و انتخاب پشيمان است، و از تو درخواست گزينش دوباره دارد همراهي کن، پس حيوانات را درهم کن، و به دو دسته تقسيم نما همانند آغاز کار، تا حق خدا را از آن برگيري و در تحويل گرفتن حيوانات، حيوان پير و دست و پا شکسته، بيمار و معيوب را به عنوان زکات نپذير، و به فردي که اطمينان نداري، و نسبت به اموال مسلمين دلسوز نيست، مسپار. تا آن را به پيشواي مسلمين رسانده، در ميان آنها تقسيم گردد."

در پناه الله باشید.


عمومی

نظرات 5 |لینک ثابت | پنجشنبه، 23 خرداد هزار و سیصد و هشتاد و هفت | مدیر وبلاگ

سلام ...اميدوارم هرجا هستيد سالم و پاينده باشيد. ان شاء الله

آيا ميدانيد معني شفاعت چيه؟

در قرآن بارها از اين كلمه استفاده شده.بحث در مورد شفاعت زياده و ميشه گفت يكي از موارد مهم اختلافي بين شيعه و سني هم هست.البته شفاعت به معاني مختلفي ترجمه شده.فعلا بحث در مورد معاني مختلف شفاعت نميكنيم.

يكي از معاني شفاعت به قول دكتر علي شريعتي ، بحث واسطه شدن براي يك امر خوب و يا بده.

مثلا من واسطه ميشم تا شما نماز شب رو بخونيد (حالا به هر طريقي) ، در اينجا من شفيع شما بودم در اين امر خير، ثواب زيادي ميبرم و حالا اگر من واسطه بشم كه شما يك كار زشت و يا بدي را انجام بدهيد اون موقع هست كه من شفيع كار بد شما شده ام و در گناه شما شريكم.اصلا يكي از علتهايي كه من نميخواستم اين وبلاگ رو بزنم همين بود.چون ممكن بود من در نظريه اي كم تحقيق كرده باشم و هنوز مطمئن نباشم و يه موقع تحت شرايط محيط(به طور مثال جذب بازديد كننده بيشتر) قرار بگيرم و اون مطلب رو بيان كنم(علت اينكه مطالب وبلاگ رو دير به دير آپديت ميكنم به همين علت است وگرنه مطلب زياد دارم)، اون موقع هر كي به آن عمل كند من هم خواه نا خواه در اون كارش شريكم.اين حرفي هم كه ديگران ميگند هر كي مسئول كار خودشه را هم قبول دارم ولي اين رو هم اين افراد بايد مورد توجه قرار بدند، در هر صورت شما ،فكر و جرقه يه عمل بالقوه رو در ذهن طرف ايجاد كرده ايد و به همان نسبت هر چند كم در گناه او شريك هستيد.متاسفانه به اين مطلب در جامعه ما خيلي خيلي كم بهش توجه شده و ميشه.وبلاگهايي كه هر حرفي رو، بدون اينكه مطمئن باشند صحيحه، بيان ميكنند و يا بر روي  نظريات افراد مختلف پافشاري بيجا ميكنند.و يا اينكه بعضي از عادتهاي شيطاني كه ناشي از وسوسه شيطانه را (كه معمولا غربي هم است) را رواج ميدند بدون اينكه بدونند دارند با اينده خود بازي ميكنند.بطور مثال رواج اينكه خوردن مشروب خيلي از مرضها رو درمان ميكنه ويا اينكه دختران و زنان ما با لباسهاي ناجور بيرون ميايندو يا اينكه مجردي خيلي بهتره چون نشاندهنده استقلال شخصه (و هزار دليل ديگه كه خودشون بيان ميكنند، و البته، دين اسلام دين اجتماعي هست :امر به نماز جماعت ، امر به ازدواج و دوري از مجردي و امر به مشورت و هزاران مورد ديگه )البته همه اينها ناشي از وسوسه شيطانه و شيطان تجربش به اندازه عمر بشر و حتي بيشتر است و خوب ميداند كه از چه طريقي وارد شود.

يا اينكه با ابروي اشخاص بازي ميكنند و عكسها و يا فيلمهاي مربوط به اون افراد را در سطح جامعه و يا حتي در خانواده پخش ميكنند(معمولا با موبايل و اينترنت) و وقتي بهشون خرده ميگيري كه اين كار گناه و معصيت است در جواب بيان ميكنند كه تقصير خودشونه ميخواستند به قولي سوتي ندند و يكي نيست كه بهشون بگه بنده خدا اون سهل انگاري كرده تو چرا خودتو آلوده به گناه ميكني .آيا اين آيه رو نشنيدند كه الله ميگه ما لحظه اي شما را به حال خودتون رها نميكنيم؟و هميشه شما را آزمايش ميكنيم.يكي نيست به اين بندگان خداي از همه جا بيخبر بگه ،بابا جان داري امتحان ميشي.اين اعمال براي تو ثبت ميشه و روزي به فكر اين اعمالت ميفتي كه ميبيني اينقدر دير شده كه ديگه كاري از دستت بر نمياد و آتش تمام وجودت را گرفته.

در پناه الله باشيد.

درختي كه درست رو به قبله در حالت ركوع ديده ميشود.


عمومی

نظرات 2 |لینک ثابت | دوشنبه، 20 خرداد هزار و سیصد و هشتاد و هفت | مدیر وبلاگ

با سلام

در پست قبلي در مورد وعده الهي در رابطه با حفظ كردن كشتي نوح براي آيندگان صحبت كرديم و اما در اين پست ميخواهيم در مورد يكي ديگر از وعده هاي الهي كه در مورد فرعونه(پادشاه دوران بني اسرائيل) صحبت بكنيم و اون هم حفظ كردن بدن فرعون بعد از اين همه سال است كه طبق آيه مربوطه، عبرتي باشد براي آيندگان.


آيات 90 تا 92 سوره يونس : " (سرانجام) بنى اسرائيل را از دريا [= رود عظيم نيل‏] عبور داديم؛ و فرعون و لشکرش از سر ظلم و تجاوز، به دنبال آنها رفتند؛ هنگامى که غرقاب دامن او را گرفت، گفت: «ايمان آوردم که هيچ معبودى، جز کسى که بنى اسرائيل به او ايمان آورده‏اند، وجود ندارد؛ و من از مسلمين هستم!» * (امّا به او خطاب شد:) الآن؟!! در حالى که قبلاً عصيان کردى، و از مفسدان بودى! * ولى امروز، بدنت را (از آب) نجات مى‏دهيم، تا عبرتى براى آيندگان باشى! و بسيارى از مردم، از آيات ما غافلند!"

نكته جالب اينه كه پروفسوري كه بر روي اين جسد كار ميكرد علت مرگ را غرق شدن درآب اعلام كردو نكته جالبتر دیگه اینکه ، اين جسد از همه جسدهاي فرعونيان ديگر سالم تر و تازه تر باقي مانده در صورتيكه جسدهاي ديگه همگي پوسيده و ناقص بوده اند.اين است وعده الهي.

در مورد فرعون و دیگر جزئیات جالب دیگه که در قرآن بصورت دقیق به آنها اشاره شده (من یکی رو که واقعا به وجه در آورد)و حتي باعث شد بعضي از محققين مسلمان بشند را در فرصتی دیگه اگر الله بخواهد بیان خواهم کرد.

وعده هاي ديگري هم داريم كه به ما از آخرت ، از روز جزا از روزي كه هيچ كس به هيچ كس ديگر نميتواند كمكي كند.نه امامي نه پيغمبري نه دوستي نه پدري نه مادري ، هيچ كس و هيچ كس مگر اعمال ما خبر ميدهند!





اين گونه آيات ، آيات تكان دهنده اي هستند ، اگر به عمق مطلب توجه كنيد و فقط روي اينكه فقط يك وعده الهي بوقوع پيوسته متمركز نشيد به خيلي از مطالب جالب و اميدوار كننده و انذار كننده ديگه پي خواهيد برد.

در پناه الله بشيد.

عمومی

(نظر بدهید.) |لینک ثابت | یکشنبه، 19 خرداد هزار و سیصد و هشتاد و هفت | مدیر وبلاگ

سلام.امیدوارم حال همگی خوب باشه.

قرآن به ما انسانها ، بارها وعده هايي از پيش داده تا با مشاهده اينگونه وعده ها بيشتر به حقانيت قرآن پي ببريم.اين وعده ها تعدادشان خيلي زياد است و بعضي از اينگونه وعده ها هنوز از قرآن استخراج نشده .ازجمله اينگونه وقايع ميتوان به ماجراي كشتي حضرت نوح ، جسد فرعونيان ، پيش بيني جنگها ، خرابه هاي باقيمانده از قوم ها و ... نام برد.در اين قسمت ميخواهم در مورد كشتي حضرت نوح صحبت بكنم.

در ابتدا ميخواهم ماجراي پيدا شدن كشتي نوح را بطور مختصر بگم و بعد در مورد آيات قرآن صحبت كنيم.

دانشمندان هنگام عكس برداري از سطح زمين متوجه شدند كه شكل هندسي خاصي بر روي زمين نقش بسته است و بعد از بررسي دقيق متوجه شدند كه شكل يك كشتي است ولي بعلت اينكه مواد مذاب سرد شده و ديگر سنگها و رسوبات بر روي ان را پوشانده بود قادر نبودند تا به كل كشتي كه بصورت سنگ درآمده بود دسترسي پيدا كنند.بعد از طي چندين سال بر اثر زلزله اين لايه ها برداشته شده و توانستند به كشتي سنگ شده دسترسي پيدا كنند .توسط دستگاههاي خاص به وجود ميخهاي اهني (همانطور كه در آيات قران به آن اشاره ميكند)پي بردند و سنگهايي پيدا كردند كه يكطرفشان سوراخ داشته و بعدها پي بردند كه از اين سنگها بعنوان لنگر استفاده ميكردند.البته مطلب در مورد اين كشتي زياده وفقط به همين مقدار بسنده ميكنم.

حال قسمتي از آيات مربوطه رو با هم ميخوانيم، آيات 13 تا 15 سوره قمر : " و او را بر مرکبى از الواح و ميخهايى ساخته شده سوار کرديم؛ مرکبى که زير نظر ما حرکت مى‏کرد! اين کيفرى بود براى کسانى که (به او) کافر شده بودند! ما اين ماجرا را بعنوان نشانه‏اى در ميان امّتها باقى گذاردیم؛ آيا کسى هست که پند بگيرد؟!"

ايا واقعا كسي هست كه پند بگيرد؟

در پناه الله باشيد.

-

-

-

-

-

عمومی

نظرات 2 |لینک ثابت | دوشنبه، 6 خرداد هزار و سیصد و هشتاد و هفت | مدیر وبلاگ

سلام

آيا تا به حال فكر كرديد كه آيا اين طريقه صلوات فرستادني كه همه ميفرستند درسته يا نه؟اصلا چرا بايد صلوات فرستاد؟


خوب ، در قرآن امر شده كه اي كساني كه ايمان آورده ايد درود بفرستيد بر محمد و سلام و تسليم او را بكنيد.(همون آيه اي كه آخر نماز جماعت خوانده ميشه و بعد همگي صلوات ميفرستند)همانطور كه ميبينيد الله تعالي امر كرده كه اي مومنين درود و سلام بر محمد بفرستيد (خطاب به ما مومنين) در صورتيكه ، در صلواتهايمان كه ميگيم اللهم صلي علي محمد و آل محمد داريم ميگيم خدايا بر محمد و پيروانش درود بفرست . الله احتياجي به درود فرستادن به محمد ندارد، او از ما ميخواهد كه بر محمد درود بفرستيم نه اينكه باز ما از الله بخواهيم كه او به محمد درود بفرسته (علتش هم اينست كه احترام وشأن و منزلت مقام پيامبر حفظ شود و در نتيجه صداقت احكام الهي و سنت اسلام كه توسط پيامبر بر ما بيان شده  هميشه مورد تاييد باشد).

 

احكام الهي كه توسط قران بيان شده خيلي كامله ، بهتره كه كه بجاي تقليد كوركورانه ، ابتدا نظرات ديگران و نظرات خودمون را كه حاصل تحقيق خودمون هست را كنار يكديگر بذاريم و بهترينشان را انتخاب كنيم.الله تعالي در قران گفته " هر كه سخني را بشنود و بهترينش را انتخاب كند او هدايت شده است ".(از اين جمله سخني كامل تر شما ميتوانيد بگيد؟ انتخاب را كاملا در اختيار شما گذاشته است ) . در پناه الله باشيد.


عمومی

نظرات 4 |لینک ثابت | دوشنبه، 16 اردیبهشت هزار و سیصد و هشتاد و هفت | مدیر وبلاگ

سلام

همانطور كه گفتم اين دفعه ميخواهم در مورد وضو گرفتن صحبت كنم . قبل از آن يه مطلب بگم و اون اينكه هدف از ارائه اين مطالب اين است كه كمي ديگران در درستي و مسيري كه طي ميكنند بيشتر فكر كنند و بينديشند و خدايي نكرده هدف ايجاد شبهه و شك در دين نيست.هدف ايجاد شك و شبهه در خودمان است تا كوركورانه مسيري را طي نكرده و راه درست را ان شاء الله پيدا كنيم.

خوب اگر نكاه كنيد در سوره مائده آيه 6 ميبينيد كه طريقه وضو را بيان كرده و بعد از واغسلوا كلمات وجوهكم و ايديكم را با فتحه بر روي حرفهاي آخر آنها آورده (قبل از كم) سپس فعل امسحوا را آورده و بعد از آن رئوسكم به حرف اضافه ((ب)) كه اولش آمده كسره گرفته ولي ارجلكم خير !!!در صورتيكه ارجلكم هم به تابعيت كلمه قبلش بايد كسره ميگرفت ولي نگرفته (بعنوان مثال ميتوان در آخر همين آيه به طريقه تيمم اشاره كرد كه بعد از فامسحوا هم وجوهكم كسره گرفته و هم ايديكم ) حال چرا ارجلكم فتحه گرفته؟چون ارجلكم بر ميگردد به فعل فغسلوا و معنيش اين است كه بايد پاها را شست.حالا بعضي ها از دوستان ميگفتند كه چرا ارجلكم را بعد از فاغسلوا نيامده كه ديگه اينقدر شبهه ايجاد كند .در جواب اين دوستان بايد گفت اگر اين طور ميبود ترتيب وضو به هم ميخورد كه اين هم بر ميگردد به خواست الهي.

باز هم اگر دوستان متوجه نشديد يا سوالي داشتيد بگيد تا من توضيح بدم.در ضمن خيلي دوست دارم نظراتتون رو در مورد اين پست بدونم و بدونم كه ايا مسئله را فهميديد يا نه؟ در پناه الله باشيد.


عمومی

نظرات 1 |لینک ثابت | یکشنبه، 8 اردیبهشت هزار و سیصد و هشتاد و هفت | مدیر وبلاگ

يه زماني فكر ميكردم نزديكترين افراد به آدم اينقدر بهش نزديك هستند كه نميذارند لحظه اي تنها باشه ولي اي خدا به اين حقيقتت رسيدم كه فقط تويي .....................

خدايا به انسان القا، ميكني كه يكي هست كه واقعا بفهمه تو دلش چي ميگذره ولي هيچ كس نيست و اگر يك كس هم باشه اونم تويي .

خدايا سخته خيلي سخته.................

خدايا ادمي وقتي قراري داره تمام وجودش جوش وخروشه .......... و وقتي ميبينه اين قرار با بي توجهي روبرو ميشه تمام وجودش رو ياس و نااميدي ميگيره.خدايا تو چه ميكشي از دست ما.از اينكه اين قرارهاي پنجگانه و اون قرارهاي شبونه كه تو برامون گذاشتي با بي محلي روبرو ميشه .خدايا تلنگري بزن بر ما.شايد به خودمون بياييم........

خدايا ببخش ، منو ببخش اگر رسم عاشقي رو درست به جا نياوردم. ميدانم كه معشوق چه بر سر عاشق ميتونه بياره ................ واي بر من .................. خدايا منو ببخش.

عمومی

نظرات 3 |لینک ثابت | پنجشنبه، 5 اردیبهشت هزار و سیصد و هشتاد و هفت | مدیر وبلاگ

سلام

اين دفعه ميخوام در مورد طريقه صحيح وضو صحبت كنم.البته ايه وضو و تيمم در قران امده و من هم بر اساس همون موضوع را باز ميكنم.(اميدوارم روزي برسه كه ما مسلمانها به يه اتحاد كامل برسيم.ان شاء الله)اين ايه رو براي من بارها و بارها توضيح دادند تا براي من جا افتاد.اين دفعه هم كه خواستم اينجا بيان كنم يكم جا خوردم چون يكم از قواعد عربي يادم رفته بود ولي خوب يكم بالا پايين كردم ايه رو و قاعده اش را فهميدم.بذاريد من آدرس ايه رو ميدم خواهشا شما هم بريد اين آيه رو بخونيد و يكم درش دقت كنيد و  روش فكر كنيد. شايد خودتون متوجه بشيد و در پست بعدي من كامل توضيح ميدم.فكر كنم اينجوري دركش راحت تر باشه.
سوره مائده آيه 6 كه در مورد وضو و تيمم صحبت كرده.البته سوره نساء آيه 43 هم هست كه فقط در مورد تيمم هست.ولي شما همون سوره مائده رو مطالعه كنيد و طريقه وضو و تيمم را با هم مقايسه كنيد.

اينم يه عكس از يه گوجه فرنگي كه نام الله درش نقش بسته.اگر دقت كنيد قشنگ متوجه ميشيد.

در پناه الله باشيد.

عمومی

نظرات 1 |لینک ثابت | دوشنبه، 2 اردیبهشت هزار و سیصد و هشتاد و هفت | مدیر وبلاگ

سلام
 اميدوارم هر جا هستيد خوب و سالم باشيد.
يكي از دوستان در مورد نماز شكسته گفته بود كه پس نظر مراجع چي ميشه ؟من در جواب ايشون ميگم پس نظر الله چي ميشه؟ آيا الله عقل وهوش را به ما داده فقط براي گذران عمر؟ آيا همين عقل و هوش در كنار قران براي شما بهترين جواب نيست؟ ايا همين ايه اي رو كه من بيان كردم دركش راحت نيست؟ ايا ابهام داره؟ با اين حال از اينكه نظر داديد ممنونم.يه موقع فكر نكنيد كه من با حالت عصبانيت دارم جواب ميدم.اصلا و ابدا.من در كمال خونسردي دارم جواب ميدم و علتش هم اينه كه نميخوام به هيچ كس توهين بشه و خيلي هم خوشحال هستم كه به اين مسائل اهميت ميديد.در پناه الله باشيد.

 همون دوستمون كه درباره بهشت و جهنم نظر داده بودند(آقا سهيل)خواستند كه وارد بحث بشم.چشم.در اولين فرصتي كه پيدا كنم موضوع رو براتون باز ميكنم.فقط يك شرط داره. اينكه انصاف داشته باشيد . در پناه الله باشيد.

 

عمومی

نظرات 3 |لینک ثابت | سه شنبه، 27 فروردین هزار و سیصد و هشتاد و هفت | مدیر وبلاگ

سلام

تشكر ميكنم از تمام كساني كه از اين سايت ديدن ميكنند بالاخص كساني كه نظر ميدند، حالا چه انتقادي و چه پيشنهادي و چه تشكر.اميدوارم هر چه بيشتر به الله نزديكتر بشيد.ان شاء الله

اون بنده خدايي هم كه به قيامت اعتقاد نداشت اولين كسي نيست كه به من همچين حرفي ميزنه.من با افراد زيادي مثل اون برخورد داشتم.چه ايراني و چه خارجي.چه شيعه(كه بعدا منكر قيامت شد) و چه لائيك و بي دين و... و جالب تر اينكه وقتي باهاشون صحبت ميكردم و دلايلشون رو هم ميشنيدم و جوابشون رو هم ميگرفتند فقط بهم لبخند ميزدند يعني اينكه فعلا كه ما اينطوري هستيم.اينها به خودشون هم رحم نميكنند چه برسه به ديگران.اينها مانند دكتر قلب و عروقي ميمونند كه ميدونه كه سيگار براش مضرره ولي باز هم سيگار ميكشه .چرا؟ چون به ضرر سيگار ايمان نداره.مسئله دانستن يه چيزه مسئله فهميدن ودرك يه موضوع و از اخر ايمان به ان يه چيز ديگه. البته به اين دوستان بايد مهلت داد.شايد فضل الله شاملشون بشه.ان شاء الله

با كسي كه به الله اعتقاد داره ولي به قيامت نه...بايد از طريق عقل وارد شد.ابو علي سينا(كسي كه هنوز كتابها و انديشه هاش در معتبر ترين دانشگاههاي دنيا داره تدريس ميشه) ، ابوريحان بيروني و هزاران دانشمند ديگه ايراني و خارجي از چندين طريق به وجود الله و قيامت اذعان داشتند و ادعاهاي خودشون رو اثبات كردند(كه امروزه ما اين مطالب رو در قالب فلسفه ميشنويم)من نميخوام وارد فلسفه بشم چون لزومي نميبينم.ما فعلا براي اهل عقل و منطق حرف ميزنيم كه دچار تفرقه نشند و اتحاد مسلمين رو حفظ كنند.چونكه به اسلام و به الله و روز جزا ايمان دارند.

يكي ديگه از دوستان گفته بود كه چقدر دغدغه دين داريد.من جمله  يكي از دوستان رو كه نظر داده بود رو ميذارم.فكر كنم اين بهتر باشه."ميخواستم يه چيزی راجب به اون دوستمون بگم که گفتند (چه قدر دغدغه ی دين داريد یه کم هم به دیگر مسائل بپردازید) میدونید ما اینجا داریم در مورد اسلا م صحبت میکنم که خودش به اندازه ی کافی به همه ی مسائل پرداخته پس اگه کسی دینش رو خوب بشناسه می دونه که چه کاری درسته چه کاری غلط و متوجه میشه که چه کاری رو بکنه و چه کاری رو نکنه مثلا همین فضائل اخلاقی که در دین هم بهش تاکید شده اگه همه ی ما اون فضائل رو داشته باشیم به نظرتون جامعه این شکلی میشه؟ "

در پناه الله باشيد.

عمومی

نظرات 1 |لینک ثابت | دوشنبه، 26 فروردین هزار و سیصد و هشتاد و هفت | مدیر وبلاگ

سلام

يكي از دوستان نظر داده كه من به وجود قيامت اعتقاد ندارم.خوب ايشون نظر خودشونو گفته واين هم جاي فكر داره و هم جاي بحث.ديروز يه مطلبي ديدم در مورد يه دانشمند به نام دكتر فرانسيس كولينز يكي از بزرگترين متخصصان ‍‍ژنتيك در دنيا است كه هشت سال قبل به همراه همكارش توانسته بود رمزهاي DNA را كشف كند و به وجود خدا ايمان بياره.كولينز 56 ساله در مصاحبه با تايمز گفته بود : سي سال آته ئيست بودم .اما اكنون به جود خدا اعتقاد دارم.وي گفته بود: درمورد خدا يك زير ساخت واقعي وجود دارد و علم انسان را به خدا نزديكتر هم ميكند.اين دانشمند مشهور امريكايي با ذكر اينكه به معجزات و فرشتگان اعتقاد دارد افزود:"هنگامي كه در ازمايشگاه مشغول كار بودم خدا را حس ميكردم.قطعا قدرتي بالاتر از ما هست و من به ان اعتقاد دارم.كشف رمز DNA مرا به خدا نزديكتر كرد.بارها ديده ام بيماراني را كه از درمان درمانده اند.علم از علاج آنها قطع اميد كرده بود.اما ديدم انها بطور معجزه وار به زندگي برگشته اند.اين كار خداست."


دكتر كولينز اعتقاد دارد كشف رمز ژن باعث اعطاي يك فرصت به وي براي شناخت خدا بوده است و اضافه كرد :"هنگامي كه به يك كشف مهم ميرسيد لحظات زيبايي را تجربه ميكنيد چرا كه درباره آن موضوع تحقيق كرده و به ان رسيده ايد.چيزي كه من كشف كرده بودم طوري بود كه تا بحال هيچ انساني انرا كشف نكرده بود.در حالي كه خدا هر زماني انرا ميداند."

در پناه الله باشيد.

عمومی

نظرات 5 |لینک ثابت | یکشنبه، 25 فروردین هزار و سیصد و هشتاد و هفت | مدیر وبلاگ

سلام

يكي از دوستان سوال كرده بود كه چطور وارد اين مسير شديد و از مسلمان شناسنامه اي به مسلمان واقعي (اگر الله بخواد) بودن رسيديد.راستش ماجراش طولانيه ولي خوب عوامل زيادي دخيل بودند. من اصلا تو اين خطها نبودم.يه سري اتفاقات باعث شد كه با اهل تسنن وديگر اديان و مذاهب بيشتر اشنا بشم و نظرات اونها رو هم بشنوم.به همين علت كنجكاو شدم كه دنبال حقيقت برم.البته حضور افرادي خاص در كنار من هم خيلي دخيل بود.و همه اينها باعث شد كه به تنها مرجع قابل اعتماد كه قران بود رجوع كنم.قراني كه همه ميگفتند شما نميتوني اون رو بفهمي.ديدم اينقدر مسائل رو واضح بيان كرده كه نگو.راستش فهميدم دين اسلام اينقدر مسائل رو راحت راحت راحت راحت گرفته كه باورتون نميشه(يعني هر چي بگم باورتون نميشه) و اين باعث شد كه كم كم بيشتر از اين مسئله خوشم بياد و بيشتر مسائل پيچيده اي كه در دين درست شده رو بصورت خيلي ساده بيان كنم.البته علت اصلي همه اين عوامل خواست الله بوده كه اگر او نميخواست من در گمراهي بودم و به دين پدران خويش باقي ميماندم.منم تنها مرجعي كه بهتون توصيه ميكنم همون قرانه همراه با عقل و منطق. درپناه الله باشيد.

عمومی

(نظر بدهید.) |لینک ثابت | یکشنبه، 25 فروردین هزار و سیصد و هشتاد و هفت | مدیر وبلاگ

سلام

يكي از دوستان ميگه آقا هادي تو قسمت دخترانه در نمازخانه دانشگاه چيكار ميكرد.عارضم خدمت ايشون كه هدي(كه اسم اين وبلاگه) ريشه هدايته و بر اين اساس نامگذاري شده و مسئول سايت اسمش هدي نيست كه از روي اسم بخواهيم نتيجه بگيريم كه نويسنده دختره .

 

خوب اين دفعه در مورد اينكه ايا پيامبر در 5 وقت نماز ميخونده يا 3 وقت ميخواهيم حرف بزنيم.اهل تسنن ميگند در 5 وقت ميخونده و اونها هم در پنج وقت ميخونندواهل تشيع ميگه در 3 وقت ميخونده و در سه وقت ميخونند.حالا همين اهل تشيع كه ادعا ميكنند شيعه(پيرو) امام علي هستند ايا تا به حال نهج البلاغه اين مرد بزرگ رو خوانده اند؟ ايا اصلا خبر دارند كه امام علي خودش در 5 وقت نماز ميخونده و اين واجب بوده.پس بهتره نامه 52 حضرت علي رو كه خطاب به فرماندارهاي شهرها فرستاده بوده رو با هم بخونيم. "پس از ياد خدا و درود! نماز ظهر را با مردم وقتي بخوانيد که آفتاب به طرف مغرب رفته، سايه آن به اندازه ديوار خوابگاه بز گردد، و نماز عصر را با مردم هنگامي بخوانيد که خورشيد سفيد و جلوه دارد، در پاره‏اي از روز که تا غروب مي‏شود دو فرسخ راه پيمود. و نماز مغرب را با مردم زماني بخوانيد که روزه‏دار افطار، و حاجي از عرفات به سوي مني کوچ مي‏کند. و نماز عشاء را با مردم وقتي بخوانيد که شفق پنهان مي‏گردد تا يک سوم از شب بگذرد و نماز صبح را با مردم هنگامي بخوانيد که شخص چهره همراه خويش را بشناسد، و در نماز جماعت در حد ناتوان آنان نماز بگذاريد، و فتنه‏گر مباشيد" كاش يه روزي از اين خواب خرگوشي بيرون بياييم وبدونيم كه بابا اون دنيايي هم هست. من وقت نمازهاي پنجگانه رو به زباني راحت تر كه براي شما قابل درك باشه ، در ادامه مطالب ميذارم . باز هم شبه اي ويا سوالي داشتيد حتما بگيد تا بيشتر توضيح بدم.در پناه الله باشيد.

عمومی

نظرات 8 |لینک ثابت | شنبه، 24 فروردین هزار و سیصد و هشتاد و هفت | ادامه مطلب مدیر وبلاگ

سلام

امروز تو نمازخانه دانشگاه بودم كه يكي از بچه ها به نام آقا هادي خيلي كنجكاو شد كه چرا من مهر نميذارم.من براش توضيح دادم و خلاصه بحث عوض شد و به اينجا رسيد كه من بهشون گفتم طبق آيه قران ما نماز شكسته نداريم كه حالا توضيح ميدم.سوره 101 سوره نساء بيان ميكند كه "هنگامى که سفر مى‏کنيد، گناهى بر شما نيست که نماز را کوتاه کنيد اگر از فتنه (و خطر)ِ کافران بترسيد؛ زيرا کافران، براى شما دشمن آشکارى هستند." اين سوره شكسته بودن نماز را منوط بر اين ميكند كه خطري براي شما باشد نه اينكه هر موقع سفر كرديد سريع نمازتون رو بشكنيد.نماز بهترين راه تشكر از الله است پس درست نيست نماز خواندن رو سبك بشماريم.اگر باز هم شبه اي و سوالي داشتيد حتما بگيد تا بيشتر توضيح بدم.

منتظر انتقادات و پيشنهاداتتون هستم(به زبان خودماني تا نظر ندادي نرو).در پناه الله باشيد.

عمومی

نظرات 6 |لینک ثابت | پنجشنبه، 22 فروردین هزار و سیصد و هشتاد و هفت | مدیر وبلاگ

سلام

اوه چقدر بازديد كننده داشتم.اين همه بازديد كننده اين همه سوال اين همه ايميل چطوري به همشون جواب بدم.

اين دفعه ميخوام در مورد خمس صحبت كنم. علتش هم اينه كه يكي از نزديكان ميخواست بره مكه.ايشون در پي اين بود كه خمس و زكاتش رو بپردازه ولي نميدونست چه مقدارست و چطور بايد پرداخت كند.من هم به ايشون گفتم ما فعلا خمس نداريم و فقط زكات داريم.علتش هم اينه :" بدانيد هرگونه غنيمتى به دست آوريد، خمس آن براى خدا، و براى پيامبر، و براى ذى‏القربى و يتيمان و مسکينان و واماندگان در راه (از آنها) است، اگر به خدا و آنچه بر بنده خود در روز جدايى حق از باطل، روز درگيرى دو گروه (باايمان و بى‏ايمان) [= روز جنگ بدر] نازل کرديم، ايمان آورده‏ايد؛ و خداوند بر هر چيزى تواناست!" اين آيه 41 سوره انفال هست كه نشون ميده خمس فقط مربوط به غنائم جنگي ميشه و لا غير.

جالب اينجاست كه در قران فقط همين يه سوره در مورد خمس و كاربرد و مصرف آن صحبت كرده.ولي در عوض ما زكات داريم و بارها و بارها در قرآن ميخوانيم كه نماز بپا داريد و زكات بدهيد.ولي خمس فقط يه مورد داره كه گفتم.

ميبينيد.آيات قران اينقدر روشن و واضحه كه ديگه لزومي براي توضيح دادن بيشتر اين مطلب نميبينم. منتظر انتقادات و پيشنهادات شما هستم. در پناه الله باشيد.

عمومی

نظرات 1 |لینک ثابت | سه شنبه، 20 فروردین هزار و سیصد و هشتاد و هفت | مدیر وبلاگ

سلام

اين دومين مطلبي هست كه امروز ميخوام بذارم .راستش مطلب خيلي دارم ولي نميدونم كدوم ها رو اول بذارم ولي خوب هر كدوم كه به ذهنم برسه سعي ميكنم بذارم.البته اينو هم بگم گذاشتن يه مطلب به اين معني نيست كه دوباره در مورد او موضوع ، مطلبي نميذارم يا مطلبي نداشته باشم نه در مورد هر موضوع صحبت زياده.

خوب اين دفع ميخوام در مورد تفرقه و بخصوص ايجاد تفرقه در ميان مسلمانها حرف بزنم.راستش رو بخواهيد من تازه مسلمان شدم يعني حدود 4 يا 5 سال ميشه.البته مسلمان واقعي. قبلش مسلمان شناسنامه اي بودم(به قول بعضي بچه ها) و فرقه ام شيعه بود ولي وقتي فهميدم كه اي دل غافل من درست دارم با سر ميرم تو چاه به خودم امدم.راستش من الان مسلمانم يعني اميدوارم كه باشم اهل هيچ فرقه اي هم نيستم.ميدونيد مشكل ما شيعه ها يا سني ها چيه اينه كه فكر ميكنيم هر كدوممون طريقمون درسته يعني روشي كه برگزيديم درسته.سني با اعمال خودش (من 4 سال با سني ها بودم) و شيعه با اعمال خودش و جالب اينجاست كه هر طرف هم طرف ديگر رو جهنمي ميدونه. سوره مومنون ايات 53 و 54 مثال ما رو زده . ميگه كه" آنگاه مردم امر دين خود را پاره پاره كردند و در آئين فرقه فرقه شده و هر گروهي به آنچه نزد خود پسنديد دلخوش گشتند(درست مثل گذشته من و حال بيشتر مردم ) سپس اي رسول ما بگذار اين بيخردان در جهل و غفلت خود بسر برند تا هنگامي معين." ديديد اخرش هم چي ميشه ، به حال خودمون رها ميشيم.من اون اوائل وقتي راه درست رو پيدا كردم روزانه بارها الله رو شكر ميكردم كه اين لطفو بمن كرد.نميدونم به خيلي ها هم اين مطالبو گوشزد كردم تاييد هم ميكنند ولي باز دوباره يادشون ميره. تو قران در مورد تفرقه سوره هاي زيادي داريم يكي ديگش همين سوره روم ايات 31 و 32 هست كه ميگه " مباشيد از مشركان ، از آنانكه پراكنده ساختند دينشان را و شدند گروهها و هر گروهي به انچه نزد ايشان است شادند."

خوب چند تا از سوره هاي ديگه كه در مورد تفرقه صحبت شده رو مينويسم خودتون بريد مطالعه كنيد نظر هم حتما بديد چون ميدونم سوال در اين مورد زياد داريد.من در خدمتم.

آل عمران 103-بقره 134-مائده 77-آل عمران 7-ملك 10-آل عمران 105

عمومی

نظرات 1 |لینک ثابت | دوشنبه، 19 فروردین هزار و سیصد و هشتاد و هفت | مدیر وبلاگ

تو سفر كه بوديم(همين عيد امسال87)تو اصفهان رفتم ديدن مسجد شاه سابق يا همون مسجد امام فعلي خلاصه بليطش را گرفتيم و رفتيم تو ، همونجا كه بوديم اذان رو گفتند كنار همون حوض وضو گرفتيم و رفتيم همونجا نماز.تو نمازخونش يا همون مسجدش تو جا مهري يه سري برگه تايپي بود خلاصه دو تاشون رو برداشتم(اينو هم بگم براي برداشتن مهر نرفتم سراغ جا مهري چون من مهر نميذارم) كه طريق نماز شب رو بيان ميكرد به نظرم خوب امد گفتم بذار از اين شروع كنم چون خودم خيلي وقت بود دقيقا ميخواستم بدونم نماز شب چطوريه البته قبلا هم ميدونستم ولي خوب چون دقيقا ياد داشت نكرده بودم زياد به دنبال خوندنش نبودم  ولي خوب حالا تقريبا مطمئن شدم كه همون طوريه كه قبلا فكر ميكردم.

 يه حديث از پيامبر هست در مورد نماز شب(كه احتمال اينكه حديث جعلي باشه خيلي كمه، آخه بيشتر احاديث كه من ميشنوم جعليه .ميگيد چرا چون بعضيهاشون خلاف قرانه).پيامبر ميگه : بر شما باد نماز شب خواندن اگر چه يك ركعت باشد.حالا كيفيت نماز شب:هشت ركعت نيت نماز شب (چهار تا دو ركعتي مثل نماز صبح البته خواندن سوره بعد از حمد لازم نيست)دو ركعت نماز شفع(مثل نماز صبح) ويك ركعت هم نماز وتر.

يادآوري: وقت نماز شب از نصف شب شرعي تا اذان صبح ميباشدولي تا ظهر روز بعد هم ميشود قضاي انرا بجا اورد.نماز شب فوايدي هم دارد كه حالا چون خودم زياد نخواندم و مطمئن نيستم نميگم ولي خوب شايد بعدا هم گفتم ولي سبكي خاصي به انسان دست ميده.حداقلش اينه كه با خداي خودت حرف ميزني اونهم همونطوري كه اون دوست داره و اين به نظر من بهترين فايدشه.خوب تا مطلب بعدي كه به ذهنم برسه فعلا الله حافظ شما باشد.

عمومی

(نظر بدهید.) |لینک ثابت | دوشنبه، 19 فروردین هزار و سیصد و هشتاد و هفت | مدیر وبلاگ

سلام خدمت بازديد كننده هاي عزيز(همينو ميگند ديگه نه؟)

خوب راستش خيلي وقته كه هي به ذهنم ميرسه كه يه وبلاگ بزنم باز شديدا پشيمون ميشم باز يه مدتي كه ميگذره ميگم نه لازمه بايد بزنم باز دو مرتبه نااميد وپشيمون ميشم.راستش با خودم ميگم كه اين همه وبلاگ زدند اگر مردم بخواهند استفاده كنند خوب ميرند از همون وبلاگها استفاده ميكنند ديگه....

نميدونم خلاصه اين دفعه كه زد به سرم گفتم بذار بزنم حالا فوقش اگر استقبال هم نشد اقلا مطالبي كه خودت بهشون رسيدي يه جا محفوظ ميمونه و شايد هم اصلا ديديد يه موقع نوشتم يه موقع هم ديديد اصلا از من خبري نيست ولي خوب فعلا كه حسش هست مينويسم.

 والا مطلب زياد دارم از همه چيز ولي نميدونم از كجا شروع كنم.ولي خوب به ذهنم رسيد كه از نماز شب شروع كنم.يه موقع فكر نكيند مثلا ميخواهم وبلاگ نماز بزنم و از اينجور كارها.نه بابا اصلا.همونطور كه از اسم وبلاگ معلومه ميخوام در مورد راه درست و راه حقيقت حرف بزنم.البته اين نظرات منه امكان داره بعدا خلافشو حتي بگم ولي خوب فعلا كه به نظر من اين حرفام منطقيه.اگر كسي هم با نظراتم موافقه بيان كنه اگر هم با نظراتم موافق نيست اونهم حتما بيان كنه شايد من از راهم برگشتم خدا رو چه ديدي به شرطي كه منطقي باشه.

عمومی

(نظر بدهید.) |لینک ثابت | دوشنبه، 19 فروردین هزار و سیصد و هشتاد و هفت | مدیر وبلاگ